|
فلسه عاشورا..........
بسم الله الرحمن الرحيم بنام خدای عاشقان بسم رب الحسين ************ محرم است ، ماه حسين، ماه ياران و اصحاب حسين….. حسيني كه خونش،خون خدا شد (ثارالله) و خودش تجلی خدا شد در صحرای عرفات کربلا(جمیل الله) فلسفه عاشورا در تشنگی و نداشتن یاران زیاد و چه وچه....نبود که او خود بی نیاز از همه اینها بود فلسفه عاشورا به زنده کردن سنت جدش بود اما سنت جدش محمد رسول الله چه بود؟! همانهایی بود که در قرآن آمده است... قرآن ناطق که بود؟! جز ولایت؟!جز امامت!... کدام واقعه یکبار دیگر تکرار شد ؟ همانهایی که اوراق را بر سر نیزه کردند و ندای مولایم علی را نشنیدند که این منم قران ناطق منم علی..... کسی نشنیدید........ هر زمان واقعه تکرار می شود و آن روز در کربلا نیز یکبار دیگر تکرار شد واقعه تاریخ از برای چیست؟ جز عبرت گرفتن از گذشته ها؟!....... امروز در عصر اخرالزمان ،«مهدی فاطمه » نیز حسینی دیگر است براستی چگونه یاریش می کنیم؟!... شرممان باد زمسلمانی خویش چه بسا از کوفیان بدتر باشیم درلباس مسلمان و شیعه علی و گریه کن مجلس حسین...!!!! به هر انچه می دانیم عمل نمی کنیم و دین لقلقه زبانمان شده و هر که را می بینی جز برای ریا گام بر نمیدارد و گریانی از اینکه به محافل کسانی می روی که دم از ایمان می زنند و چون بدرونشان راه می یابی اقدامشان را جز ریا و نفاق نمی یابی و سختر و تاسف انگیز تر ان است که حق قضاوت نداری و فقط و فقط باید شاهد باشی شاهدی که خون گریه می کند از برای کسی که شاهد شاهدان است در عصر اخرالزمان..... بفرموده مولایم حسین علیه السلام:مردم بنده دنیایند ان الناس عبید الدنیا والدین لعلق علی السنتهم یحوطونه مادرت معائشهم فاذا محصو بالبلاقل الدیانون (همانا مردم بنده دنیایند و دین لقلقه زبان آنهاست و هر جا منافعشان (بوسیله دین)بیشتر تامین شود ان را می چرخانند و چو ن به بلا آزموده شودند آنگاه دینداران اندکند) و عینا چنین جمله ای در قران نیز امده است که ائمه خود قران ناطقند شخصی در مورد شناخت خداوند سبحان از حسین علیه السلام پرسید: فرزند گرامی رسول خدا:شناخت خدا چیست؟ حضرت فرمود:شناخت خدای تبارک وتعالی این است که مردم هر زمان امام و پیشوای واجب الطاعه ی خود را بشناسند براستی چقدر می شناسیم مهدی فاطمه ی زمان خویش را؟! در این ایام چقدر از سنت رسول خدا را که فرزندش برای احیای ان،شهید شده ،به انجام رسانده ایم؟!! چه کرده ایم؟ شرممان باد زمسلمانی خویش......... فلسفه عاشورا ،پیراهی کهنه و نیزه شکسته و تشنگی و.وووو (بود اما نبود) (بود اما نبود) کاش فراتر از اینها رویم یک قدم فراتر......ورای اینها آنگاه که می گویئم اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم..... به درگاه معبود یکتا که سر سجده فرود می آوریم به یاد حسین که وقتی فرود امد از اسب بر زمین سجده ای بود که فرمود: « بسم الله و بالله وعلی مله رسول الله» سجده حسین ثارالله کجا و سجده آرام ما کجا تفاوت از آسمان است تا زمین ..........
الهی !.. انچه نوشته شد اعتراف سیمرغ است به نامسلمانی خویش والقلم.. و ما یسطرون و جز رجاءبدرگاهت توشه ای ندارم شرمم می آید از مسلمانی خویش
...... اللهم محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد وآل محمد آمین ............................. یا علی مدد التماس دعا |+| نوشته شده توسط سیمرغ در یکشنبه پانزدهم دی 1387 و ساعت 12:4 |
|

