|
تفاوت نگرشها
به اسم الله رحمان رحيم سبح لله ما في اسموات والارض و هوالعزیز الحکیم سلام دوستان............ بی مقدمه میرم اصل مطلب....... خیلی دوست دارم که از نحوه نگرش انسانها به زندگی و همه اون چیزایی که دور برمون هستتند، کمی راحت صحبت کنم دیدگاه انسانها و نگرششون به زندگی کاملا متفاوته و این چیزی طبیعیه که در ماها وجود داره همونطور که در این جهان همه انسانها منحصر بفرد هستند نگرشها همین همینگونه است در دانشگاه با دوستان که نشسته بودیم همه از یک کتاب حرف می زدیم کتابی بنام روانشناسی یادگیری، بناگاه صحبت از کتاب دیگری شد و این لحظه برای من شکار لحظه ها بود . برگشتم به دوستام گفتم ببینید اگر نگرشها یکی باشند برای ما خسته کننده است پس تفاوت نگرشها هدیه ای عالی ایست از جانب خداوند سبحان منتها جهتی که به این نگرشها میدیم باعث رشد گروه میشه. بهشون گفتم چند وقتیه تلویزوین سریالی میده بنام افسانه جومونگ و در قسمتی از این سریال پدرش وقتی میخواست مهارت کمان اندازی و شمشیر زنی را به جومونگ یاد بده بهش گفت برای اینکه شمشیر زنی باشی متفاوت از بقیه و منحصر بفرد باید که شمشیر تو ،جزئی از بدنت شود همانند دستت شود. آنهنگام مهارت لازم را داری و موفقی (این نگرش یعنی چی؟یعنی اینکه در هر چیزی مفید ها رو جذب کردن و بقول انسانهای عارف. گیر چیزی نبودن و فقط حق را شکار کردن بفرموده مولایم علی علیه السلام :حق را بگیر حتی از اهله نفاق) (یابقول شاعر گرانقدر سهراب :چشمها را باید شست جور دیگر باید دیددر جور دیدن هاست که متعالی شدن نهفته است) بعد شنیدن اون کلمه درست همون لحظه جرقه ای به ذهنم خورد چون در پی اونم که قران رو با فهم بخونم کلام خدا به دل احساس کنم. قران کوچکی داشتم گرفتم دستمو و نگاش کردم و گفتم برای اینکه همه حرفات خدایی بشه و اعمالت و هدفت، باید کلام خدا جزئی از وجودت بشه بعد به دوستان گفتم برای اینکه تو روانشناسی بخوایم نظریه ها رو یاد بگیریم مثله نظریه پاولف اسکینر تولمن ثراندایک ووو باید بشیم خودشون چون فرداها باید با نظریه کار کنیم دیدگاه علمی و البته شهودی در همه چیزها و مهارتها و حتی در مسیر خودشناسی ها الگوهایی که بر می داریم برای اینکه عاشورا رو درک کنیم برای اینکه غیبت و مفهوم ان را بفهمیم برای اینکه انسان مفیدی شویم وووو بچه ها گفتن جالبه واقعا جالبه که ما تفاوت نگرشها رو درک کنیم وبخوبی استقبال کردند وفهمیدیم که اینکه هر چیزی لازمه چیزی دیگر است در آخر گفتیم که روانشناسی نیز کلهم خداشناسی است ببنید که چقدر زیبا یادمان میدهند که روانشناسی علم عوض کردن انسانها نیست بلکه این است که وجود برتر خود شخص را نشانش دهیم و فرد را بخودش بشناسانیم که این تویی این صفات توست در واقع همان خودشناسی ******************** پی نوشت:یه صحبتهایی کوچکی با مجله موفقیت شده در مورد اینکه مطالبی را بخوام از این سریال از دیدگاهها(معرفتی .روانشناسی. موفقیتی .خداشناسی بمعنای واقعی وتوکل.خدمت بخلق خدا. تجلی صفاتی چون حلم در برابر ظلم و گذشت در برابر کینه ووو) استخراج کنم البته مشغول مذاکره هستم دعا کنید موفق بشم که البته هر چه خدا خواهد همان خواهد شد. *****************دعای دوستان بر سیمرغ عشق رواست************* حق نگهدارتان |+| نوشته شده توسط سیمرغ در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 11:51 دمی با مولایم.............
بسم الله العشاق سبح لله ما في السموات و ما في الارض ***************************************** غريب كوي وصالم به عشق دیدارت دلم هوای تو کرده،کجایی ای یارم زدرد دوری تو بی قرار و سرگردان سرشک خون جگر،از دو دیده می بارم دمی وصال تو را ای نگار خیمه نشین به قیمت همه ی هستی ام خریدارم رخت کشیده ام هر شب به صفحه ی مهتاب به تا به موی تو شب تا سحر گرفتارم تمام ثروت من یک کلافی از اشک است به عشق نیمه نگاهی به سوی بازارم مدال نوکری ام هدیه ای زمادر توست عزیز فاطمه، ای کوکب شب تارم ************************************* الی متی احار منک یا مولای.......... مولای من!..تا کی سرگردان تو باشم....... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.... یا علی مدد التماس دعا |+| نوشته شده توسط سیمرغ در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 8:12 فلسه عاشورا..........
بسم الله الرحمن الرحيم بنام خدای عاشقان بسم رب الحسين ************ محرم است ، ماه حسين، ماه ياران و اصحاب حسين….. حسيني كه خونش،خون خدا شد (ثارالله) و خودش تجلی خدا شد در صحرای عرفات کربلا(جمیل الله) فلسفه عاشورا در تشنگی و نداشتن یاران زیاد و چه وچه....نبود که او خود بی نیاز از همه اینها بود فلسفه عاشورا به زنده کردن سنت جدش بود اما سنت جدش محمد رسول الله چه بود؟! همانهایی بود که در قرآن آمده است... قرآن ناطق که بود؟! جز ولایت؟!جز امامت!... کدام واقعه یکبار دیگر تکرار شد ؟ همانهایی که اوراق را بر سر نیزه کردند و ندای مولایم علی را نشنیدند که این منم قران ناطق منم علی..... کسی نشنیدید........ هر زمان واقعه تکرار می شود و آن روز در کربلا نیز یکبار دیگر تکرار شد واقعه تاریخ از برای چیست؟ جز عبرت گرفتن از گذشته ها؟!....... امروز در عصر اخرالزمان ،«مهدی فاطمه » نیز حسینی دیگر است براستی چگونه یاریش می کنیم؟!... شرممان باد زمسلمانی خویش چه بسا از کوفیان بدتر باشیم درلباس مسلمان و شیعه علی و گریه کن مجلس حسین...!!!! به هر انچه می دانیم عمل نمی کنیم و دین لقلقه زبانمان شده و هر که را می بینی جز برای ریا گام بر نمیدارد و گریانی از اینکه به محافل کسانی می روی که دم از ایمان می زنند و چون بدرونشان راه می یابی اقدامشان را جز ریا و نفاق نمی یابی و سختر و تاسف انگیز تر ان است که حق قضاوت نداری و فقط و فقط باید شاهد باشی شاهدی که خون گریه می کند از برای کسی که شاهد شاهدان است در عصر اخرالزمان..... بفرموده مولایم حسین علیه السلام:مردم بنده دنیایند ان الناس عبید الدنیا والدین لعلق علی السنتهم یحوطونه مادرت معائشهم فاذا محصو بالبلاقل الدیانون (همانا مردم بنده دنیایند و دین لقلقه زبان آنهاست و هر جا منافعشان (بوسیله دین)بیشتر تامین شود ان را می چرخانند و چو ن به بلا آزموده شودند آنگاه دینداران اندکند) و عینا چنین جمله ای در قران نیز امده است که ائمه خود قران ناطقند شخصی در مورد شناخت خداوند سبحان از حسین علیه السلام پرسید: فرزند گرامی رسول خدا:شناخت خدا چیست؟ حضرت فرمود:شناخت خدای تبارک وتعالی این است که مردم هر زمان امام و پیشوای واجب الطاعه ی خود را بشناسند براستی چقدر می شناسیم مهدی فاطمه ی زمان خویش را؟! در این ایام چقدر از سنت رسول خدا را که فرزندش برای احیای ان،شهید شده ،به انجام رسانده ایم؟!! چه کرده ایم؟ شرممان باد زمسلمانی خویش......... فلسفه عاشورا ،پیراهی کهنه و نیزه شکسته و تشنگی و.وووو (بود اما نبود) (بود اما نبود) کاش فراتر از اینها رویم یک قدم فراتر......ورای اینها آنگاه که می گویئم اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم..... به درگاه معبود یکتا که سر سجده فرود می آوریم به یاد حسین که وقتی فرود امد از اسب بر زمین سجده ای بود که فرمود: « بسم الله و بالله وعلی مله رسول الله» سجده حسین ثارالله کجا و سجده آرام ما کجا تفاوت از آسمان است تا زمین ..........
الهی !.. انچه نوشته شد اعتراف سیمرغ است به نامسلمانی خویش والقلم.. و ما یسطرون و جز رجاءبدرگاهت توشه ای ندارم شرمم می آید از مسلمانی خویش
...... اللهم محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد وآل محمد آمین ............................. یا علی مدد التماس دعا |+| نوشته شده توسط سیمرغ در یکشنبه پانزدهم دی 1387 و ساعت 12:4 حسین عشق است...........
بسم الله الحسين.... محرمی دیگر از راه رسید با اهنگی دیگر از سرایی دیگر مولایم،نمیدانم چگونه شروع کنم که بتوانم حق مطلب را ادا کرده باشم زبانی ندارم که شما را آنچنان که شایسته مقامتان است ،وصف کنم و نه قلمی که یارای نوشتنم باشم ......از همین ابتدا عذرم را بپذیر که قلم و زبان سیمرغ، قاصرند.......... بنام خدای حسین ویاران حسین سلام بر حسین و آل حسین علیهما السلام هر سال که می گذرد واقعه کربلا بیشتر رو می نماید و جلوه های دیگری را نمایان می سازد براستی چرا؟ از چه رو اینگونه سفینه حسین علیه السلام با سایر ائمه متفاوت است؟ براستی چرا؟ در واقع کربلا تنها امام کامل تجلی نکرده است بلکه همه ان یاران کامل بودند نمونه عموی کامل،عمه کامل،فرزند کامل ،کودک سه ساله کامل،طفل 6 ماهه کامل، یاران کامل.............چه اموخته ایم از اینهمه انسانهای کامل؟! کسانی که این اصحاب کامل رابه شهادت رسانده اند کسانی نبودند که کافر و بی دین باشند و از مذهب و سنت رسول الله پیروی نکرده باشند،آنانی بودند که نماز خویش را بجای آورده بودند!........ و براستی چرا حسین و یارانش جاودانه شدند؟!حتی طفلش،... تا دنیا دنیاست.... چرا؟براستی چرا؟!..... قیام حسین در کربلا تجلی چه چیزی بود؟ چرا خورشید بوقت ظهر عاشورا در آسمان دو تاشده بود؟ چرا حسین را دعوت کردند همین کوفیان و چرا حسین را کشتند همین کوفیان و چرا بر حسین عزا برپا کردند همین کوفیان؟! قیام حسین در کربلا تجلی چه چیزی بود؟! چه رازی را حسین فاش کرد که اینگونه صحابه کامل شهید شدند؟! چرابا آگاهی از اینکه به شهادت می رسند، شهد شهادت را نوشیدند و از عسل گواراتر می دانستند؟! (چه چیز را دیدند؟!کدام حجاب به کناری رفته بود؟!) حقیقت چه بود؟که اینگونه رو نشان داد،سرها بر روی نیزه.... حسین چگونه حجی بجای اورد؟ چرا اینگونه قربانی داد ........ کربلا قیامتی بود؟و حسین چه رسالتی داشت که باید به انجام می رساند؟! (کمی تفکر کنیم ) و چرا..... چرا نمازی که سجده اش بر تربت حسین باشد قبول است؟!... چه مقامی دارد نزد خداوند سبحان؟! چرا زیارتش برابر صد حج و عمره است؟! ******************************************* امام حسین علیه السلام: «اگر نجات دین محمد جز در ریخته شدن خون من نیست پس ای شمشیرھا مرا در آغوش بگیرید .» حسین علیه السلام عشق را بی پرده نشانمان داد حسین تجلی خدا بود در عرفات کربلا . براستی از قیام حسین چه میدانیم؟ در عاشورا برای حسین گریه کنیم یا برای خود؟!!! چگونه همراهی هستیم برای امام عصر خویش؟ مباد که ما نیز کوفیان مسلمان قران خوانی باشیم که با حسین زمان خود(مهدی فاطمه)چنین کاری کنیم؟ آنان که علی را، حسین را ،شهید کرده اند مسلمانانی بودند که پیشانی شان پینه بسته بود...... قیام حسین و قیامت حسین و عرفات حسین ،حج حسین، را درک کنیم که حسین نور است و خدای حسین نور ************ حسین عشق است
خدایا یاریمان ده تا در راه حسین علیه السلام گام برداریم بارالهی دلمان را حسینی کن و نیتمان را حسینی .... که جز تو و رضای تو هیچ چیز ما را بخود مشغول نسازد بارالهی !امان از لحظه غفلتم که تو شاهدم هستی دریاب ما را که جز تو یاری دهنده ای نمی شناسیم ........... التماس دعا یا علی مدد
|+| نوشته شده توسط سیمرغ در دوشنبه نهم دی 1387 و ساعت 14:31 یافتن ماموریت الهی
بسم الله الأعلم
در حکایت است کھ سردست ۀ یک گروه دزد و آدمکش و اشرار بھ ناگاه درولایتی کھ از بی آبی در قحطی و ھلاکت بود بدام افتاد و و دلش بحال مردمانش سوخت و برایشان دعای باران نمود و باران نازل شد و بھ ناگاه حکیمی قدّیس شد . *************** ...............سلام............. صبح زمستانی دلپذیریست با طلوعی دیگر براستی تمامی فصلها و تمامی روزها زیبایند..... و هر فصلی خود نشانه ی................ چه اندر کعبه باشی و چه در دیر ترا قبله است وجه الله ولا غیر ************ الهی :چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است ******** نکته آخر: آنچه که سبب بیچارگی مان شده را «علت ان است که همواره سعی در تقلید کردن داریم» و نخواسته ایم که خودمان باشیم و «نقش خود» را در هستی ایفا کنیم همواره خواسته ایم همچون دیگران زندگی کنیم در حالی که بزرگان همواره سعی کرده اند سرود زندگی خودشان را بخوانند و کتاب وجود خودشان را بنگارند و اینگونه زیسته اند که جاویدان مانده اند و رد پایی جاودانه در هستی از خود بجای گذاشته اند.... بیایم نقش خود را در هستی ایفا کنیم و رد از خود بجای بگذاریم و این میسر نمی باشد مگر اینکه ابتدا ماموریت الهی خویش را در این جهان بیابیم انگاه قدمهای بعدی شروع می شود......... سیمرغ عشق برای همه همسفران خود آروزی سعادت و جاودانگی دارد به امید روزی که همه ما ماموریت الهی خویش را در جهان الهی بیابیم «باشد تا خداوند سبحان از ما خشنود گردد» یا علی مدد التماس دعا
|+| نوشته شده توسط سیمرغ در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت 8:18 |
|

