تبليغاتX
*** سیمرغ عشق و حقیقت ***
 مسلمانی به عمل....

بنام قادر متعال

هستی بخش مطلق

**********************************************************

 

................شیعه بودن به یا علی گفتن نیست...............

شیعه علی علیه السلام همه ی هم و غمش  ، نیک سیرت بودن است

بنده خدا بودن ،فقط به خدا خدا گفتن نیست

به ایمان داشتن است

باوری عظیم

ایمان داشتن بفرموده مولایم علی علیه السلام 4 رکن دارد

توکل برخدا

واگذار کردن امور بخداوند سبحان

خشنودی از رضای او

تسلیم امر او بودن

*********************

حال خود را بسنجیم

تا چه اندازه ایمان داریم؟....!!!!

**************

و اما دیگر..............

درس استاد این بود که امروزه نصیحت کردن و پند دادن ثمره کافی ندارد

و باید روش و متد را عوض کرد

میگفت بقول سهراب:در چراگاه نصیحت  گاوی دیدم سیر

استاد گفت باید بیاموزید که در چه قالبی (پند و نصیحت را عرضه کنید که کارگر افتد)

؟!!!!!!!!!!!!!!!.....................

 

 

 

از اعماق دریا...برایم صدفی آورد که مرواریدی در ان بود ...

او که خود

چون مرواریدی درخشان...درون صدف تن محبوس است.....

...........

.................یا علی مدد باذن الله...................   

|+| نوشته شده توسط سیمرغ در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 13:6  
 خوب بشنویم

بنام خداوند بزرگ و توانا

**********

چه رسمی داری ای دوره زمونه

که هر روزت یه جور عاشق کشونه

***********************

درس امروز استاد....خوب شنیدن بود

گفت:قبل از هر چیزی شنونده خوبی باشید

سعی کنید با همه حواس خودتون بشنوید

میگفت:با خوب شنیدن شما ..مراجع تخلیه میشود

یادمان امد که خداوند نیز سمیع علیم است

شنوای دانا و تواناست

و شنیدن بر بصیر بودن تقدم گرفته است

**************

یا علی مدد

|+| نوشته شده توسط سیمرغ در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 15:27  
 جستجو
« اگر به جستجوی آب زمین را کندی، نباید خسته و ناامید شوی،
اگر وقتش باشد به آب می رسی،
وگرنه ناامید مشو که بالاخره به آب می رسی و حتی آ ب برایت فوران می کند. »
|+| نوشته شده توسط سیمرغ در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 18:36  
 کمند عشق

از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت شده است كه خداوند متعال فرمود:  

 "وقتي دانستم كه ياد من و مشغوليت به من بر قلب بنده‌ام مستولي است او را

 به سوأل و نجواي با خود مايل مي‌كنم.

 پس چون بنده چنين شد بر من عاشق مي‌شود و من نيز به او عشق مي‌ورزم.

 پس از آن اگر اين بنده خواست مرا فراموش كند من خود بين او و فراموشيش حائل مي‌شوم.

آنان به حق دوستان منند. آنان شجاعانند.

 و اگر اراده كنم كه اهل زمين را به عقوبتي دچار كنم آنان كساني هستند كه

به خاطر ايشان عذاب و عقوبت را از اهل زمين بر ميدارم .  "

****************

و اما دیگر............

دیروز کودکی را دیدم که در اغوشش کودکی زیبا بود

کودک اول مادر بود

خاطره ای تلخ در من زنده شد

یا علی مدد

 

|+| نوشته شده توسط سیمرغ در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 7:55  
 روشنايي شيخ (بایزید بسطامی)

نقل است كه شيخ را همسايه ‌ يي گبر بود، و كودكي شيرخواره داشت

و همه شب از تاريكي مي ‌ گريست، كه چراغ برداشتي و به خانه ايشان بردي،

 تا كودك خاموش گشتي. چون گبر از سفر باز آمد، مادر طفل حكايت شيخ بازگفت:

 گبر گفت: چون روشنايي شيخ آمد، دريغ بود كه به سر تاريكي خود باز رويم.

حالي بيامد و مسلمان شد.

****************

و اما دیگر

کم کم درسها  جذاب و جالب می شوند

درس رواشناسی شخصیت

بحث جالب و شیرینی بود

اینگونه حکایت کرده اند که یونانی ها در قدیم  در تئاتر از ماسک بر روی صورت

 استفاده می کردند

و به اصلاح شخصیت دیگری میگرفتند

پس شخصیت یعنی نقابی که هر کسی بر روی صورت خود می نهند که

به بعضی افراد با شخصیت و بعضی بی شخصیت وبعضی دیگر چند شخصیت میگویند

البته خوشبختانه در روانشناسی افراد بی شخصیت اصلا نداریم که جای بسی خرسندی ایست

و اما براستی ما بر روی چهره خود نقابی داریم؟

ایکاش درون و برون مان یکی شود

و انگونه شخصیت گیریم که در شان مقام اشرف مخلوقات است..........

یا علی مدد

 

|+| نوشته شده توسط سیمرغ در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 17:22  
 سه خصلت که..

بسم الله الرحمن الرحيم

 

******************

سه خصلت كه كمال ايمان منوط به ان است:

بدان که از تو خواسته شده که پیرو سه چیز باشی:

سنتی از خدا ،سنتی از پیامبر ،سنتی از امام

در کافی از امام رضا علیه السلام نقل شده:

مومن ،مومن حقیقی نباشد مگر آنگاه که سه خصلت و روش در او بود ه باشد،

روشی از پروردگارس ،روشی از پیامبرش ،روشی از امامش.....

و اما  روش پروردگارش نگهداری راز خود است. خدای متعال می فرماید:

عالم الغیب  فلا یظهر علی غیبه احدا الا من ارتضی من رسول

(او دانای غیب است وهیچ کس به غیب او اگاه نیست مگر انکس که از رسولان خود برگزیده است)

و اما روش پیامبرش ،خوشرفتاری با مردم است زیرا خدای متعال پیامبرش صلی الله  را به خوشرفتاری با مردم دستور داده و فرموده است:خذ العفو و امر بالعرف

(ای رسول ما ،طریقه عفو و بخشش پیش بگیر و به نیکوکاری امر کن...)

اما روش امامش ، صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است...

 

********

 

و اما دیگر................

یادت باشد که خداوند سبحان تو را در بهترین حالت خلق کرده

خلقنا الانسان فی احسن تقویم

پس قدر خویش را نیک بشناس و بدان که باری تعالی دوست دارد تو را در عین سرور

سروری ببیند

پس همواره در پی رضای خالق خویش باش

............

یا علی مدد

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سیمرغ در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 و ساعت 7:34  
  حمد و سپاس خداوند سبحان

 

روايت شده است كه وقتى بنده اى مى گويد ((بسم الله الرحمن الرحيم )) خداوند كريم مى فرمايد

 ((ذكرنى عبدى )) يعنى بنده من مرا ياد كرد


وقتى مى گويد ((الحمدالله رب العالمين )) مى فرمايد ((حمدنى عبدى )) يعنى بنده من مرا حمد نمود.


وقتى مى گويد ((الرحمن الرحيم )) مى فرمايد: بنده من با صفات جميله و نيكو مرا ياد كرد و ثنا گفت .


وقتى مى گويد: ((مالك يوم الدين )) مى فرمايد: ((مجدنى عبدى )) يعنى بنده من مرا با صفات جلال و بزرگى ياد نمود.


وقتى مى گويد: ((اياك نعبد و اياك نستعين )) يعنى تنها تو را عبادت مى كنم و بندگى من اختصاص به تو دارد و

 فقط از تو كمك مى طلبم ، خداوند مى فرمايد: اين آيه ميان من و بنده ام مشترك است ،

او عابد است و من معبود او هر چه بخواهد به او مى دهم .

الهى بر در تو روى سياهى نشسته خسته با حال تباهى
بدرگاه تو با اين چشم گريان فكنده سر گداى بى پناهى
ترحم كن بر اين محزون نالان نما از مرحمت بر او نگاهى

******************

و اما دیگر.........

میان زمینی یان و آسمانیان فاصله بسیار است

افسوس که فقط دویدیم

ایکاش لختی تامل می کردیم..............

...............یا علی مدد.............

 

 

|+| نوشته شده توسط سیمرغ در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 و ساعت 22:5  
 ناهار یا نماز..

حمد و سپاس از آن خدائیست که رب عالمین است

..........

امروز اولین روز کلاسمون در دانشگاه بود..

 

درس روانشناسی یادگیری

مبحث بسیار جالب و شنیدنی بود

استاد در مورد خیلی چیزها گفت درمورد انواع یادگیری ها

تا اینکه به مبحث تداعی رسید

اینکه با دیدن یا شنیدن هر چیزی ،چه چیزدیگری در ذهن ما تداعی می شود

صدای قران تو دانشگاه پیچیده بود و موقع اذان ظهر بود

استاد گفت:مثلا با شنیدن صدای اذان  به یاد .... چی؟

بچه ها  در یک لحظه گفتند:ناهار..خواب...

فقط 2 نفر از بین آنهمه گفتند نماز

که البته همه در یک زمان گفتند یا شاید به فاصله کمتر از ثانیه

نکته بسیار جالبی بود برایم

که افراد  به چه چیزهایی فکر میکنند و چه برداشتهایی دارند

برای من نشانه خوبی بود تا قدری بیشتر تفکر کنم........

یا علی مدد

.............................................

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سیمرغ در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 و ساعت 20:29  
 شیخ بسطام...

نقل است که شیخ شبی از گورستان می آمد . جوانی از بزرگ زادگان بسطام بربطی می زد .

چون نزدیک شیخ رسید ، شیخ گفت :" لا حول و لا قوة الا بالله " .

 جوان بربط بر سر شیخ زد و هر دو بشکست. شیخ با زاویه آمد و سحرگاه

بهای بربط به دست خادم داد و با طبقی حلوا پیش آن جوان فرستاد و عذر خواست .

 گفت :" او را بگوی که : بایزید عذر میخواهد و می گوید که دوش آن بربط در سرما شکستی .

این قراضه بستان و دیگری را بخر . این حلوا بخور تا

 غصه ی شکستگی و تلخی آن از دلت برود .

چون جوان حال چنان دید . بیامد و در پای شیخ افتاد و توبه کرد و بسیار گریست و

 چند جوان دیگر با او موافقت کردند به برکت اخلاق شیخ "

 

******

 

****

*****************

***

واما دیگر.........

علیرغم اینکه خطوط  تلفن  فاصله ها رو نزدیک می کند

فاصله دلها از هم زیاده شده است

ایکاش خطوط دلها را بهم نزدیکتر سازیم

یا علی مدد

............................................................................................

|+| نوشته شده توسط سیمرغ در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 و ساعت 22:17  
 احترام به مومن و شاد کردن مومن

بسم الله الرحمن الرحیم

حمد و سپاس خدایی راست که رب العالمین است............

احترام به مومن:.....

عن الامام الصادق علیه السلام:المومن اعظم حرمه من الکعبه

حرمت مومن از کعبه بیشتر است

ادامه مطلب.......


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیمرغ در چهارشنبه دهم مهر 1387 و ساعت 19:47  
 .....وداع ماه مبارک.....

بنام خداوند بخشنده مهربان

از همون اول اول حواسمو جمع کرد ه بودم که یادم باشه وارد چه ماهی شدم و

چه ها باید انجام بدم و چه چیزها را باید ترک کنم...

اما انگاری بازم ماه رمضون داره تمام میشه و من تا بیام بخود بیام این ماه

مبارک هم رفت.............

نمیدونم چه ها شد و چه ها گذشت ولی همه دلخوشی ایم اینه که

 حداقل همه تلاشمو کردم و همه گیرنده هامو هم فعال کردم تا همه نشونه ها رو بخوبی دریافت کنم.نشونه ها حاوی خبرهای خوشی بودند ... ولی خدائیش بازم خیلی جا داشتم

میتونستم بیش از اینها..میتونستم فراتر از اینها برم .....

اما ای دریغ از من

که ان الانسان لفی خسر

خداوندا نمیدانم در پرونده شب قدر امسالم چه چیزهایی برای آینده ام رقم خورد اما

 همه تلاشم این است که همه سعی خود را برای رضایت تو بکار گیرم و

انگونه زندگی کنم که شایسته

مقام خلیفه الرحمن باشم

آنچنان که تو بگوئی ...بنده ی من

بارالهی همه میگویند خدایا ..خدایا...اما تو به که میگوئی بنده ی من؟!!!!

ای کاش سیمرغ نیز لایق شود...

 

*********

سر سجاده عشق...موقع نماز عید سعید فطر ...از سیمرغ عشق نیز یادی کنید

دعای دوستان بر سیمرغ عشق رواست

یا حق

 

|+| نوشته شده توسط سیمرغ در یکشنبه هفتم مهر 1387 و ساعت 15:13  
 .....تعهد.....

به اسم الله رحمان رحیم

شب قدر است وطی شد نامه هجر

                      سلام فیه حتی مطلع الفجر

***********************

گر می روی بیحاصلی

گر می برندت واصلی

درحرم مولایم امام رضا (ع) در صحن جمهوری  یه آبخوری داری که با چشم الکترونیکی

فعال میشه یعنی وقتی دست رو به زیر شیر آب می بریم آب جاری میشه

وقتی دستمو دراز کردم آب اومد وقتی دستمو کنار بردم آب قطع شد

دوباره .... دوباره....منو به فکر برد

باید دستتو دراز کنی تا سیراب بشی

باید طلب داشته باشی باید دست دراز کنی باید بخوای

اونوقت آب معرفت جاری میشه

خیلی منو با خودش برد این شیر آب اونقدر که تا

مدتی به دستام  نگاه میکردم......

(((نقطه سر خط)))

اره دیشب با خودم گفتم... یابن الحسن میخوام همه چیو خط بزنم

و بگم نقطه سر خط

از سر خط شروع میکنم

همه دفترهای قبلی مو پاره میکنم و دوباره شروع میکنم آنگونه که رضای خداست

تا لبخندی از رضایت بر لبانت بنشانم واینقدرشرمنده ات کنم

دستامو هم دراز کردم به سوی خودت

هیچ بضاعتی ندارم الا امید

امید که از سر چشمه معرفت محبتت سرشارم سازید.....

یا علی مدد

.................

 

 

|+| نوشته شده توسط سیمرغ در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 11:43  
***************

FreeCod Fall Hafez